ترنم سکوت
ترنم سکوت را به شیشه ها گره زدیم
و در هجوم سایه ها به برکه ها قدم زدیم
میان روز های خوش , پی خیال ناتمام
چه خط به خط ورق زدیم
کتاب و برگ و ماه را
و در خط ستاره ها به کوچه ها سرک زدیم
نگاه راه بود و باز
خیال شعر اشنا
حقیقتی که از میان
بر اسمان طبق زدیم
نسیم قاصدک رسید
ز دورها و دورها
در ان شب پر از هجوم
ز نور ها و نورها
زمین گلایه ای نداشت
از این قدم قدم زدن
فضا پر از سرور بود
ز زورق بلورها...



